اصول فقه، دانشی است که قواعد لازم برای اجتهاد و استنباط احکام شرعی فرعی در فقه اسلامی را در بردارد. پیشینه تاریخی این دانش به بعد از رحلت پیامبر بازمی‌گردد.
اصول فقه علمی اسلامی است که در آن قواعد استنباط احکام شرعی مورد بحث قرار می‌گیرد. این دانش کمابیش مانند نسبت بین منطق برای فلسفه است و در زمان حاضر همانندترین دانش به آن در غرب، دانش هرمنوتیک است.

معرفی

اصول فقه یک عبارت به صورت مرکب اضافی است که از دو جزء ساخته شده است. اصول جمع اصل است. اصل دارای یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی است. در لغت اصول فقه به معنای بخشی از یک چیز است که سایر بخش‌های آن چیز، بر آن بنا می‌شوند. تهانوی می‌گوید که اصل چیزی است که چیز دیگری بر ان بنا می‌شود. اصل در اصطلاح فقیهان و اصولیان در یکی از معانی زیر بکار می‌رود:

  1. اصل در برابر فرع.. مثلاً در باب قیاس گفته می‌شود که شراب اصل است برای نبیذ به این معنا که حکم نبیذ از حکم خمر استفاده می‌شود.
  2. اصل به معنای راجح و ظاهر. همانند این که حقیقت اصل مجاز است. مثلاً زمانی که امر دایر باشد بر این که کلامی را بر معنای حقیقی ان حمل کنیم یا معنای مجازی آن، حمل بر حقیقت اصل است.
  3. اصل به معنای دلیل یعنی کاشف از چیزی و راهنمای بدان چیز.. یعنی دلیل اثبات حکمی را همان اصل یا دلیل می‌گویند.
  4. اصل به معنای قاعده یعنی پایه‌ای که چیزی بر روی آن قرار می‌گیرد.
  5. اصل به معنای آن چیزی که برای تشخیص پاره‌ای از احکام ظاهری یا تشخیص وظائف مکلف در جایی که دسترسی به حکم واقعی میسر نیست قانونگذاری شده باشد. همچون اصل است استصحاب و اصل برائت.

فقه در لغت به معنای فهم دقیق است. زمانی که به غایت و ذات سخن‌ها و گفتار و کردار پی ببریم تفقه صورت گرفته است. فقه با گذشت زمان معنای محدودتری پیدا کرده است چنان‌که ابتدا به معنای احکام و دانش‌های اسلامی یعنی عقاید و اخلاق و احکام فقه به کار رفته است و بعد از آن فقه باز معنای محدودتری پیدا کرده است و به معنای علم به احکام شرعی فرعی از طریق ادله تفصیلی بکار رفته است.

تعریف

تعاریف گوناگونی برای اصول فقه ارائه شده است که دربارهٔ آن‌ها اختلاف نظر وجود دارد. محقق خراسانی در تعریف اصول فقه می‌گوید: «اصول فقه علم به قواعدی که برای بدست آوردن احکام شرعی و فرعی تدارک دیده شده است.» صاحب کفایه می‌گوید اصول فقه صناعتی است که به وسیله ان قواعدی شناخته می‌شود که ممکن است در راه استنباط احکام مورد استفاده قرار گیرند یا از جهت عمل بایستی بر طبق آن عمل کرد. برخی از اصولیان اهل سنت همچون ابو زهره اصول فقه را چنین تعریف کرده‌اند که این علم درک قواعدی است که برای درک و استنباط فقه بدان‌ها استناد می‌کنیم.

تاریخچه علم اصول فقه

نخستین دانشمندان علوم اسلامی که در این زمینه سخن گفته‌اند، امام محمد باقر (۱۱۴ هجری) و امام جعفر صادق (۱۴۸ هجری) هستند، و نخستین نویسنده اهل سنّت که در این زمینه کتاب نوشته است، یعقوب بن ابراهیم (۱۸۲ هجری) می‌باشد.

مفاهیم اصول فقه

کتابهای اصول

شیعه و سنی کتاب‌های بسیاری در علم اصول فقه نوشته‌اند که البته تعداد آثار شیعه و نیز دگردیسی و رشد این علم در شیعه بسیار بیش‌تر از اهل سنت بوده است. از پرآوازه‌ترین آثار اصول فقه می‌توان این موارد را یاد کرد

تعدادی از کتب اصول فقه شیعه

تعدادی از کتب اصول فقه اهل تسنن

  • المستصفی فی اصول الفقه، تألیف ابو حامد محمد غزالی شافعی،
  • المنخول فی الاصول، ابوحامد غزالی،
  • مختصر الاصول الحاجبی، تألیف عثمان بن عمر بن حاجب مالکی،
  • تعلیقه بر مختصر الاصول، تألیف مسعود بن عمر تفتازانی،

شروح کفایت الاصول (درس اصلی حوزه‌های علمیه)

  • ایضاح الکفایه ،فاضل لنکرانی
  • تحریر الفصول، محمدجواد ذهنی تهرانی
  • شرح کفایة الاصول، صالحی مازندرانی
  • بدایة الوصول فی شرح کفایة الاصول، محمدطاهر الشیخ راضی
  • عنایة الاصول، مرتضی حسینی فیروز آبادی
  • شرح فارسی کفایه، حیدری فسائی
  • نهایة الدرایة محمدحسین غروی اصفهانی
  • تحریر الکفایة محمدعلی نجفی
  • نکت الکفایة محمدحسین سبحانی تبریزی.

  • کتاب دروس فی علم الاصول، نگارش سید رضا حسینی نسب.
  • کتاب - محمد صادقی تهرانی - انتشارات امید فردا - چاپ اول ۱۳۸۰
  • ادوار فقه، محمود شهابی
  • لغتنامه دهخدا